سخن روز

پيوندهای روزانه

بسمه تعالی

بنام آنکه جــان را فکـــرت آمـــوخت         چــــراغ دل بنــــور جــــان برافروخت

گلشن راز اگر چه کتابی است کوچک ولی دارای مطالبی است عرفانی و نکاتی جالب از عالم روحانی، هر کس با تصوف و عرفان و ادبیات ایران سر و کاری داشته و دارد از مضامین آن کتاب بهره ور شده و به فصاحت لفظ و بلاغت معنی آن پی برده و میداند پایه علمی و مایه ی عرفانیش تا چه حدست.

یکی دریاست هستی نطق ساحل          صـــدف حــرف و جــواهـر دانش دل

بهـــر مــوجی هـــزاران در شــــهوار         بـــرون ریــــزد ز نقل و نص و اخبـــار

مرحوم استاد شهید مطهری در کتاب علوم انسانی ص 118 فرموده:

شیخ محمود شبستری آفریننده منظومه عرفانی بسیار عالی موسوم به گلشن راز این منظومه یکی از کتب بسیار عالی به شمار می آید و نام سرایندۀ خویش را جاوید ساخته است شرحهای زیادی بر آن نوشته است.

شاید از همه بهتر شرح شیخ محمد لاهیجی است که چاپ شده و در دسترس است. مرگ شبستری در حدود سال 720 واقع شده.

و در کتاب انسان کامل شهید مطهری ص 129 "مگر شبستری نیست که در آن منظومه بسیار بسیار عالی و راقی خودش که واقعا شاهکاری است در عالم انسانیت که می گوید:

بنام آنکـــه جــــان را فکـرت آموخت        چـــــــراغ جان بنور دل بـــرافــروخت

زفضلش هـر دو عــــالم گشت رون         زفیــض خــاک آدم گشت گلشــــن

تا میرسد به اینجا:

بنـــــزد آنکه جانش در تجلی است          همه عـــالم کتـاب حقتعالی است"

 

))شرح حال شیخ محمود شبستری((

جناب نجم الدین شیخ محمود شبستری تولدش حدود سال 687 هجری قمری و وفاتش سنه 720 در سن سی و سه سالگی آن عارف بزرگ در زادگاهش شبستر مدفون گردید. او بسیاری از ممالک اسلامی را سیر و سیاحت کرده و در عنفوان جوانی دانای علوم زمان بود. عارفی وارسته و حکیمی شایسته و فقیهی بصیر و دانشمندی کم نظیر بوده مدتی در شهر کرمان سکونت داشته و در آن دیار ازدواج کرده و صاحب فرزند شده، آثاری به نظم و نثر از آنجناب باقی مانده.

مثنوی گلشن راز مثنوی سعادت نامه، شاهد نامه، رساله ی مرات  المحققین، کنزالحقایق، حق الیقین و آثاری دیگر.

سبب تحریر گلشن راز چنین بوده است که امیر حسین حسینی هروی خراسانی مرید و خلیفه ی شیخ بهاء الدین زکریای ملتانی نامه ای برای شیخ محمود شبستری نوشت و سئوالاتی از آن عارف واقف در تصوف و عرفان و حقایق دین کرد که گلشن راز جواب سئوالات آن عارف نامدار دیار خراسان است درباره اش شبستری چنین فرمود:

بزرگی کاندر آنجا هست مشهور         باقسام هنـر چون چشمه ی نور

همه اهل خــــراسان از که و مه          در این عصــر از همه گفتند به او

رضا قلیخان هایت در تذکره ریاض العارفین وفات حسینی هروی را سال 728 هجری در هرات دانسته، شرح حال بزرگان را در آثار و کلام و بیان آنان باید جستجو کرد نه در تاریخ تولد و وفات و نام و نشان.

در سخن پنهان شدم چون رنگ و بو در برگ گل 

میل دیدن هـــر که دارد در سخــن بینــــد مـــرا

بهترین شرح گلشن راز شرح شیخ محمد لاهیجی است که بچاپ رسیده.

حسین حماسیان (صابر کرمانی)

61/2/15

گلشن راز شامل: مقدمه و اشعار شیخ محمود شبتری

اثر: شیخ محمود شبستری((نجم الدین))

به اهتمام: صابر کرمانی

تاریخ انتشار : چاپ اول 1361 خورشیدی

ناشر: کتابخانه طهوری


برچسب‌ها: آثار چاپ شده استاد
[ دوشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۱۹ ] [ 21:13 ] [ من از خیال تو یک دم جدا نخواهم شد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اِنـصــاف نـبــاشـد كـه تــو مــا را نشانسي
ايـن كشتــه‌ي احـساس و بـلا را نشناسي
بازيــچـه‌ي اطفــال و پــــريشـان ز مـلالـــم
ديـــوانـــه‌ي اَنگشت نــمــــا را نشنـــاسي
از مكــر و فريبِ تــو دلم غرقه‌ي خون است
دلســوختـــه‌ي عشـق خـــدا را نشناسي
آرام نـــــدارم نَـفـسي مـــحــوِ جــنــونـــم
ايـن دلــشــده‌ي بـــي‌سرو پا را نشناسي
كس با خبـر از وحشتِ تنهائي مــن نيست
غـــم‌پـَــرورِ آغـــــوشِ جــفــا را نشنـاسي
من بحرِ پر از جـوش و خروشِ غــمِ عشقم
ايـــن عاشـقِ با مـهــر و وفــا را نشناسي
افسون شده‌ٌ چشمِ سيه مستِ تـو باشم
سَـــرمسـتِ خـــرابــاتِ صفــا را نشناسي
ايـن درد مـرا كُشت كـه نشناخت مـرا كس
ز آن نيـز بَتـَــر چــونكه تـــو مـا را نشناسي
مــن زنـده بــــراي دلِ شـــوريـــده ســرانم
آواره‌ي صـحـــــراي فـنــــا را نـشنـــــاسي
شُــــور دلِ مــن شــور بيـــافكنده بـه عالم
دلـــداده‌ي پُــر شُـــور و نـــــوا را نشناسي
از خـويش بُـــريدم چو شدم واله‌ي عشقت
آن صـــابــرِ از خــويش رهـــــا را نشنـاسي

                صابر کرمانی
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت