|
| ||
|
ای رهنمای خلقِ جهان یاعلی مدد اندیشهات ورای زمان یاعلی مدد ذاتِ تو از نخست بُدی با پیمبران ای ماورای مُلک و مکان یاعلی مدد شمسالضحی جمالِ تو در آسمانِ عشق مهرِ رُخت به سینه نهان یاعلی مدد مانند تو نیامده در عالمِ وجود شرحت فزون ز حدِّ بیان یاعلی مدد تو مظهرِ خدا و خدا از تو آشکار ای اصل و فرعِ جان و جهان یاعلی مدد مردانِ حق به خاکِ قدوم تو سر نهند ای نورِ غیب و گوهرِ جان یاعلی مدد فرِّ هُمای عشق به سر سایهافکن است ای برتر از خیال و گمان یاعلی مدد در علم و فضل و حکمت و زهد و کمال و جود مثلِ علی نبوده عیان یا علی مدد قُطبالرحی به عالمِ ایجاد بودهای از بینشانِ محض، نشان یاعلی مدد مداحِ اهلِبیت همه عمر صابرست مهر و ولاست نورِ روان یاعلی مدد برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۱۶۷ [ شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۲۷ ] [ 1:25 ] [ آذر ]
آزردهام ز رنجِ جهان یاعلی مدد من خستهام ز بارِ گران یاعلی مدد یارِ منی و مونس و دلدار و دلبرم گویم همیشه از دل و جان یاعلی مدد سلطانِ عشق و نورِ وجودی ولیِّ حق مهرت کلیدِ باغِ جنان یاعلی مدد بیشک کلامِ ناطقی و رهنمای خلق لطفت فزون ز حدّ بیان یاعلی مدد هر ذیحیات ریزهخور خوانِ فیضِ حق هستی تو میزبان به نهان یاعلی مدد آمر توئی به جمله ذراتِ کائنات گاهی عیان و گاه نهان یاعلی مدد روشن، روان ز پرتوِ روی تو بوده است ای نوربخشِ جان و روان یاعلی مدد در وقتِ مرگ، منتظرِ دیدن توام ای رهنمای پیر و جوان یاعلی مدد با چشمِ جان به خاکِ لحد بر تو بنگرم فریادرس به هر دو جهان یاعلی مدد صابر ز خادمانِ حریمِ جلال توست مدحت همیشه ذکرِ زبان یاعلی مدد
برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۱۶۸ [ شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۲۷ ] [ 1:19 ] [ آذر ]
سلطان ملک ارتضا، مولی علی موسیالرضا آئینه ذات خدا، مولی علی موسیالرضا بحر کرم، کان عطا، سرحلقه اهل ولا در امر او بودی قضا، مولی علی موسیالرضا آن رهبر راه یقین مسموم زهر ظلم و کین بر امر حق بودی رضا، مولی علی موسیالرضا موسی بن جعفر آن پدر، میر امم، فخر بشر دل یافت از نورش جلا، مولی علی موسیالرضا سال محق مولود او، تابان رخ مسعود او دریای رحمت از سخا، مولی علی موسیالرضا مولود یا ذیقعده دان، بد نام مادر خیزران سلطان اقلیم صفا، مولی علی موسیالرضا هم نجمه و هم باهره، مادر ملقب طاهره باشد امامالاتقیا، مولی علی موسیالرضا میرولا، فاضل رضی، صابر، وفی باصفا القاب آن ایزدنما، مولی علی موسیالرضا پنجاه و پنج آن رهنما از سال در دار فنا عمرش بدی ای باولا، مولی علی موسیالرضا شمس هدایت بوده او، آن مظهر آیات هو دین خدا را رهنما، مولی علی موسیالرضا صابر غلام درگهش، کمتر بد از خاک رهش باشد ولی اولیا، مولی علی موسیالرضا برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۳۱ [ سه شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۰۹ ] [ 20:36 ] [ آذر ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] [Google+] | ||