سخن روز

پيوندهای روزانه

ز لطف و مرحمت شاه عشق و رهبر جان
برای من همه مشکلات شد آسان
به ملک خرم مازندران سفر کردم
به یاد روی تو دلشاد و خرم و خندان
هوا چو مشک فشان، عطربیز و خرم بود
مشام جان و دلم شد معطر از ریحان
نسیم مژده ز باغ نعیم داد به من
رسید فصل بهار و زمان عیش نهان
به باغ مهر و وفا، صابر صفاپیشه
همیشه نغمه سرا هست و سرخوش و شادان


برچسب‌ها: کاروان شعر, غزل شماره ۶۲۸
[ جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ ] [ 18:0 ] [ آذر ]

ساغر به کف آمد برم پیر خرابات مغان
گفتا چرا دلخسته ای ای عارف سلطان جان
گفتم ز دنیا خسته ام در کنج غم بنشسته ام
گفتا بنوشی جام می از دل برد رنج گران
گفتم ریاضت پیشه ام، یاد خدا اندیشه ام
گفتا که بردی بهره ای از عمر و هستی و زمان
گفتم کسی یارم نشد، یار وفادارم نشد
گفتا خدا بد یار تو، ای نیک خوی و مهربان
گفتم به چشم ناکسان چون خاک ره بی ارزشم
گفتا ندارد ارزشی، دوران عمر بی ضمان
گفتم امام انس و جان کی میشود رویش عیان
گفتا حضور دل طلب او بر تو می گردد عیان
گفتم بگو ذکری به من تا وارهم از هر الم
گفتا هو المولی بود نام حسین آن جان جان
گفتم معز با نام هو آن اسم نیکو می شود
گفتا مگو با این و آن راز دل و سر نهان
گفتم بگو راز از روان، گفتا به من ای رازجو
از امر حق آمر بود در جسم و تن، روح و روان
گفتم خدا باشد کجا، آن ذات پاک کبریا
گفتا به هر جا بنگری باشد ولیکن لامکان
گفتم چه باشد راه دین تا وارهم از ظلم و کین
گفتا محبت با یقین مفتاح جنات و جنان
گفتم گذشتن از جهان شرطش چه باشد کن بیان
گفتا ز خود فانی شدن در نور عشق جاودان
گفتم مرا فارغ نما از قیل و قال و ماجرا
گفتا خموشی پیشه کن با ذکر حی بی نشان
گفتم که رمز عشق را، با من بگو با صد نوا
گفتا اساس زندگی عشق است و راز آن نهان
گفتم بهار عمر ما، تا کی بود ای با ولا
گفتا چهل سال ار رود آید به جسم و تن، خزان
گفتم کجا امن و امان باشد بگو ای رازگو
گفتا بود باغ جنان، رضوان جان دارالامان
گفتم به صابر کن نظر این نیک نام نیک فر
گفتا بروی من نگر، بگذر ز هر سود و زیان


برچسب‌ها: کاروان شعر, غزل شماره ۶۲۷
[ جمعه ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ ] [ 17:50 ] [ آذر ]

پرده دار کعبه صدق و صفائی یاعلی

مظهر ذات خدا مشکل گشائی یاعلی

قرص مه از پرتو روی تو کسب نور کرد

نور مطلق جلوه حق مرتضائی یاعلی

افضل الاعمال مهر و عشق سلطان ولاست

حج و عمره قبله و کوه منائی یاعلی

گشته ای ممسوس ذات حق ز خود فانی شدی

بدر ایمان و ولا نور خدائی یاعلی

تا در میخانه فیض و عنایت باز شد

ساقی سرچشمه آب بقائی یاعلی

نوربخش آسمان معرفت رخسار توست

جلوه جان و جهان نور و ضیائی یاعلی

قرب حق را باید از راه ولایت طی نمود

رهنمای انس و جان ایزدنمائی یاعلی

همسر زهرای اطهر هستی و دست خدا

جانشین و نور جان مصطفائی یاعلی

صابر کرمانی از عشق رخت دیوانه شد

جان دهد در راه وصلت دلربائی یاعلی


برچسب‌ها: دسته گلی از شعرا در مدح علی, ع, صفحه ۲۲
[ پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۲۲ ] [ 17:43 ] [ آذر ]

مظهرِ حق روی دلربای محمد

پرتو جان جلوه لقای محمد

نایره عشق او به سینه سوزان

مهرِ فروزانِ دل ضیای محمد

هستی عالم طفیلِ هستی پاکش

خلقِ جهان را رَسَد صفای محمد

فخر به شاهان کند ز منزلت و قرب

هر که شود خادمِ سرای محمد

ریزه خورِ خوان اوست حاتمِ طائی

هست فزون از بیان سخای محمد

فیض رسد صبح و شب ز عالمِ بالا

ذکرِ مَلَک در فَلَک ثنای محمد

شهره عالم بود جلالِ سلیمان

ز آن همه حشمت بود گدای محمد

بهرِ سرور و نشاطِ خاطرِ خوبان

صبح و مسا می رسد ندای محمد

شاهد و مشهود و هم شهید و امین است

پیر و جوان جانفدا، فدای محمد

صابرِ کرمانی خجسته خصالم

از کرم و رحمت و عطای محمد


برچسب‌ها: کاروان شعر, غزل شماره ۲۲۶
[ یکشنبه ۱۳۹۷/۰۹/۰۴ ] [ 17:38 ] [ آذر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اِنـصــاف نـبــاشـد كـه تــو مــا را نشانسي
ايـن كشتــه‌ي احـساس و بـلا را نشناسي
بازيــچـه‌ي اطفــال و پــــريشـان ز مـلالـــم
ديـــوانـــه‌ي اَنگشت نــمــــا را نشنـــاسي
از مكــر و فريبِ تــو دلم غرقه‌ي خون است
دلســوختـــه‌ي عشـق خـــدا را نشناسي
آرام نـــــدارم نَـفـسي مـــحــوِ جــنــونـــم
ايـن دلــشــده‌ي بـــي‌سرو پا را نشناسي
كس با خبـر از وحشتِ تنهائي مــن نيست
غـــم‌پـَــرورِ آغـــــوشِ جــفــا را نشنـاسي
من بحرِ پر از جـوش و خروشِ غــمِ عشقم
ايـــن عاشـقِ با مـهــر و وفــا را نشناسي
افسون شده‌ٌ چشمِ سيه مستِ تـو باشم
سَـــرمسـتِ خـــرابــاتِ صفــا را نشناسي
ايـن درد مـرا كُشت كـه نشناخت مـرا كس
ز آن نيـز بَتـَــر چــونكه تـــو مـا را نشناسي
مــن زنـده بــــراي دلِ شـــوريـــده ســرانم
آواره‌ي صـحـــــراي فـنــــا را نـشنـــــاسي
شُــــور دلِ مــن شــور بيـــافكنده بـه عالم
دلـــداده‌ي پُــر شُـــور و نـــــوا را نشناسي
از خـويش بُـــريدم چو شدم واله‌ي عشقت
آن صـــابــرِ از خــويش رهـــــا را نشنـاسي

                صابر کرمانی
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت