|
| ||
|
چه میشود که مه دلنواز باز آید به کلبه دل ما آن خدای ناز آید
شب است و دیده به در دوختم به این امید که قاصدی ز بر یار دلنواز آید
فدای همت آن بینیاز و جانبازم که در قمار غم عشق، پاکباز آید
میان عاشق و معشوق اتصالی هست که باز بر سر محمود دل، ایاز آید
شده است رهسپر وادی عدم، جانم که از نشیب غم و غصه، در فراز آید
چه میشود که دگر بار شاهد عیار غزلسرا و نواخوان و پردهساز آید
شود که بار دگر شادمان شود صابر که باز مطرب جان از حریم راز آید
برچسبها: کاروان شعر, صابرکرمانی [ پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۷/۱۵ ] [ 23:38 ] [ من از خیال تو یک دم جدا نخواهم شد ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] [Google+] | ||