|
| ||
|
شاهدِ بزم دلم، جلوۀ جانِ من است به چشمِ دل بنگرم، حُسنِ رخِ یار را حیاتِ پیر و جوان، بود از آن مهربان شعاعِ عشقش گرفت، عالمِ ایجاد را مهدیِ دوران بود هادی دینِ خدا حجت و قائم بود، ولّیِ عصر از یقین ز روی او آشکار، پرتوِ آن ذاتِ غیب ز عمقِ دل گو سخن صابرِ شیرینکلام برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۷۲ [ سه شنبه ۱۴۰۴/۰۹/۲۵ ] [ 14:1 ] [ آذر ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] [Google+] | ||