|
| ||
|
کشم بر دوش جان بار محبت با تن زارم برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۴۷۵ [ چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۳۰ ] [ 21:47 ] [ آذر ]
نباشد بهر من عیدی به دل رنج و غمی دارم برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۴۷۴ [ چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۳۰ ] [ 21:45 ] [ آذر ]
امشب به یادِ دوست چو پیمانه می زنم برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۶۲ [ جمعه ۱۳۹۷/۰۳/۲۵ ] [ 0:49 ] [ آذر ]
برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۶۱۴ [ سه شنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۵ ] [ 23:33 ] [ آذر ]
برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۳۱ [ دوشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۴ ] [ 21:10 ] [ آذر ]
به صبح و شام با ولا علی علی علی بگو ز صدقِ قلب و از صفا، علی علی علی بگو حدیث از نبی بود عبادتست نامِ او تو دم به دم چو اولیا، علی علی علی بگو چه در زمین چه آسمان علی حقیقتِ عیان به صد زبان به صد نوا، علی علی علی بگو ولی رازدان بود، امامِ انس و جان بود تو با کلامِ جانفزا، علی علی علی بگو در این سرای پُر ز غم مشو ز بیش و کم دُژم ز فکر و جسم و تن رها، علی علی علی بگو نیامدست در جهان کسی چو مرتضی علی ز نفسِ دون شدی جدا، علی علی علی بگو رها شدن ز دامِ غم به ذکرِ نامِ او بود به عیش و طیش و ابتلا، علی علی علی بگو تجلیِ خدا عیان ز حُسنِ روی انورش به دام غصه و بلا، علی علی علی بگو ز صابر این سخن بود کلام عارفانه ای بخوان حدیثِ عشق را، علی علی علی بگو برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۷۷۴ [ یکشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۳ ] [ 23:16 ] [ آذر ]
خواهی رها شوی ز بلا، یاعلی بگو برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره۷۷۳ [ یکشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۳ ] [ 22:26 ] [ آذر ]
شب قدرست و شدم ساکن میخانه عشق برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۳۴۶ [ یکشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۳ ] [ 22:21 ] [ آذر ]
در کشور ولایت سلطان دین حسن بود در آسمان دلها تابنده حسن رویش در بوستان عرفان او بود گلبن عشق پر شد مشام جانها از عطر زلف و مویش صلح و صفای او بود از بهر راحت خلق زین خلق سست عنصر افسرده و دژم بود بگذاشت گام همت در عالم حقیقت او محو ذات یزدان از هستی و عدم بود *** او قبله مراد است او کعبه وداد است از صدق باطن و دل بگذار سر به پایش از جان و مال بگذر گر طالب خدائی تا پاکباز گردی در عالم صفایش *** او داد درس حکمت در مکتب شریعت پیر طریقت عشق در راه معرفت بود بُد مظهر حقیقت هم منبع ولایت افزون کمال و فضلش از مدح و منقبت بود برچسبها: زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام, صفحات ۱۴۲, ۱۴۱ [ پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۰ ] [ 0:57 ] [ آذر ]
باشد رخ حسن گل باغ محمدی از عطر او مشام دل و جان معطر است برچسبها: زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام, صفحه۱۱۷ [ پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۱۰ ] [ 0:51 ] [ آذر ]
گه خموش و گاه گویا می شوم برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۸۸ [ دوشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۰۷ ] [ 20:56 ] [ آذر ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] [Google+] | ||