|
| ||
|
حکایت غریبی بود اشعار استاد در سوک آشنایان . بخاطر دارم که گاه از
پیش خبر فوت برخی را اعلام میکردند وبلافاصله بعد از فوت به یادگار شعریکه حکایت از سرگذشت و احوال درونی تازه گذشته میداد. اما در برخی موارد اصلا شعری در کار نبود ومکرر آمرزش طلب میکردند و راضی به سرودن شعری نمیشدند گاهی نیز اول راضی به سرودن نبودند و بعد از زمانی میگفتند روحش آمد و شعری خواست که البته در شعرطلب آمرزش حتمی بود خلاصه لحظه لحظه ی بودن در خدمتش عالمی بود و فیضی گاه بوی اعمال رفتگان در حضور ایشان به مشام میرسید که بر حسب حالات رفته متفاوت بود سخن بسیار است افسوس برچسبها: مطالب پراكنده [ شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۴ ] [ 13:53 ] [ اهل نیاز ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] [Google+] | ||