|
| ||
|
هو الباقی ترک کن واعظ حدیث مسجد و بتخانه را در همه ذرات عالم دیده ام جانانه را پشت پابرغصه واندوه ورنج وغم زدم از کف ساقی گرفتم ساغر و پیمانه را عاشق دیوانه در دارالمجانین جهان زیر زنجیر جنون دارد دل دیوانه را راحت وآسودگی در عالم دیوانگی است باخبر کن عالم دانشور فرزانه را شهره شد بلبل بود دیوانه رخسار گل میکشد ازدل فغان ونغمه مستانه را بلبل بیچاره کی مفتون روی گل بود فهم ما عاشق شناسد بلبل پروانه را صابرم از وصل جانان مست جام وصلتم کی دگر باور کنم هر قصه وافسانه را
[ جمعه ۱۳۸۸/۰۲/۱۱ ] [ 17:20 ] [ سيدعلي رضاهل اتايي ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] [Google+] | ||