|
| ||
|
خواهم امشب گوشه میخانهای ماوا بگیرم از کف ساقی دمادم ساغر صهبا بگیرم بادهنوش و مست گردم فارغ و آسوده از غم دامن جانانه را با دست جان آنجا بگیرم بال و پر بگشایم و با شهپر عشق و محبت چون عقاب تیزپر، اوج فضا ماوا بگیرم خواهم از این تنگنای و شش جهت یابم رهائی این جهان را زیر بال خویش چون عنقا بگیرم قاف قلب من بود منزلگه سیمرغ وحدت کی در این زندان تاریک تن و جان جا بگیرم عرش حق باشد مقام قرب و قلب پاکدینان من در آنجا ساغر می از کف مولا بگیرم کیست مولا، آنکه آزادم کند از قید و ذلت نامه آزادگی از عالم و عقبی بگیرم صابر شیرینکلام و بادهنوش و میپرستم ساغرِ صهبا من از ساقیِ مهسیما بگیرم برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۴۹۵ [ شنبه ۱۳۹۸/۱۱/۱۹ ] [ 18:20 ] [ آذر ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] [Google+] | ||